باي باي مارادونا !
ترجمه و نوشته: بهنام
منبع خبر: Yahoo

پس از شکست سنگين آرژانتين در مرحلة يک چهارم نهائي که با نتيجة 4 بر صفر به سود آلمان به پايان رسيد، واکنشها به اين شکست و رفتارهاي پس از بازي «ديه گو آرماندو مارادونا» بسيار جالب بود. سرمربي اسطوره اي آرژانتين که يک تنه اين تيم را در جام جهاني 1986 مکزيک قهرمان جهان کرد و در دورة بعد از آن در جام جهاني 1990 ايتاليا در بازيِ فينال با يک پنالتي مشکوک به آلماني باخت که بازيکنان بزرگي چون لوتهار ماتئوس، يورگن کلينزمان، رودي فولر، آندرياس بره مه، کُهلر و... در آن بازي ميکردند، اختيار از کف داد و با هواداران آلماني که اين راهِ طولاني را تا آفريقاي جنوبي آمده بودند دهان به دهان شد و شروع به فحاشي نمود (از اين نشانه).
تماشاگران آلماني پارچه نوشتة بزرگي را به همراه داشتند که در آن به زبان آلماني نوشته شده بود:
Tschüss Maradona
اين عکس مرا به دنياي ديگري برد. حيفم آمد لذتي را که از بررسي واژه شناسي اين کلمه نصيبم شد، با شما تقسيم نکنم. وقتي به ويکيپدياي انگليسي مراجعه کردم، نوشته بود:

کلمة tschüss که به صورتهاي tschüs و tschüß (هجاي قديمي) نيز خوانده ميشود، معادل adieu در زبان فرانسه است و معنيِ غيرِ رسمي آن باي (خداحافظ) است.
به لحاظ تاريخي بيشتر در شمال آلمان متداول است؛ اگرچه در تمام اين کشور مورد پذيرش قرار گرفته است و معمولاً در باواريا، اتريش، «ترنـتينو-آلتو-آديجه» در ايتاليا، پراگ در جمهوري چک و سوئيس استفاده ميشود. به هر حال در جنوب آلمان و براي بيان خداحافظي غيررسمي (informal farewell) واژة ciao (که گاهي اوقات tschau – چائو - هجي ميشود) يا adieu متداولـتر است. در زبان آلماني auf Wiedersehen براي واژة خداحافظ در موارد رسمي مناسبتر است.
٭ ٭ ٭
آرژانتين چون توپِ پُر از بادي بود که تا وقتي با تيمهائي چون کرة جنوبي، نيجريه، يونان و مکزيک روبرو شد، چون برق از بالاي سرِ آنان گذشت. آلمان اما در آن سوي ميدان با تيمهائي چون استراليا، صربستان، غنا و انگلستان بازي داشت. وقتي همين آلمان از صربستان 1-0 باخت، سيل انـتقادها «يوآخيم لو» و تيم جوان شدة او را نشانه گرفت. آلماني که استرالياي آسيائي را مثل آب خوردن بُرده بود و صربستان پنچرش کرده بود، غنا را از سرِ راه برداشت. غنائي که با شکست دادنِ آمريکا تا يکچهارم نهائي بالا آمد و در ضربات پنالتي به اوروگوئه باخت؛ تازه آن هم اگر «آساموآ گيان» آن پنالتي لعنتي دقيقة 120 را گل ميکرد، کار به شانس پنالتيها نميکشيد. پنالتي طلائي اي که وقتي «سوآرز» در يک هجومِ طوفاني، توپي را که در آستانة ورود به دروازة اوروگوئه بود، مانند بازي هندبال با دستانش دفع کرد و داورِ بازي علاوه بر اخراجِ سوآرز، نقطة پنالتي را هم نشان داد.
آري... آلمان انگلستان را 4-1 در هم کوبيد و پس از آن نوبت آرژانتين بود. آرژانتيني که سرمربي اش (مارادونا) تلاش داشت روحية آلمانها را با تحقير کردن و با رجزخوانيهائي که از اَبَراسطوره اي چون او بعيد مينمود، ضعيف سازد.
مارادونا بازيکنِ بزرگي بود و هنوز هم برايم ستاره اي دست نيافتني است. شايد هم سرمربي بزرگي باشد... اما مردِ بزرگي نيست. بزرگ هست اما بزرگوار نيست (کلامي از مرحوم مرتضي مطهري).
ديدنِ شکست سنگين تيم محبوبم برايم بسيار دشوار بود اما آلمان به گونه اي بازي کرد که شکستِ تيم دوست داشتني سالهاي کودکي و نوجواني ام را به آساني پذيرفتم. شايد چهار سال ديگر... شايد!
٭ ٭ ٭
◄ با نگه داشتن کليد Ctrl بر روي واژه هاي انگليسي و آلماني کليک کنيد تا مطالبِ بيشتري بخوانيد.
اين ها را هم بـبينيد:
1- http://g.sports.yahoo.com/soccer/world-cup/blog/dirty-tackle/post
2- http://en.wiktionary.org/wiki
3-http://www.dict.cc/german-english