دختران بخوانند


ببين دختر جون

روزي که ازدواج مي‌کني اوني که مي‌خنده مادرته، چون تو داري خوشبخت مي‌شي و تو رو توی لباس عروسي مي‌بينه. اما اوني که غم داره و از درون به‌خاطر جدا شدنت اشک مي‌ريزه، اوني که تو... تا عمر داري ناموسشي... اوني که نمي‌تونه پشتت نباشه... اوني که تو آبروشي... اوني که با نابودي تو کمرش مي‌شکنه، باباته.


 


ببين چه قدر به اين پسرايي که ميان و مي‌رن، فکر مي‌کني؟

چه قدر به خاطرشون هر کاري مي‌کني؟

واسه‌ی اون بابا، اون مرد اصلي کل عمرت يه کم وقت بذار؛ که محبت تو رو با هيچ مهر و محبتي توی دنيا عوض نمي‌کنه.

اونه که ناز واقعي تو رو با دنيا مي‌خره.

قدرش رو بدون... هميشه نيستا...

قهرمانان... قهرمانی‌تان شاد باد

دلم پر از درد است... درد ! مي‌فهمي؟!

 

عکس‌ها: خبرگزاري تسنيم

 

با اين گريه‌ها آشنايم... سال‌ها پيش چند بار اين احساس تلخ و گزنده را درک کرده‌ام. دلم پر از درد است... درد! مي‌فهمي؟! اين‌که هم تو و هم ديگران بدانيد که حق توست؛ سزاواري؛ برنده‌اي؛ از امتحان، کنکور، گزينش، مسابقه و هزار رقابت ديگر سرفراز بيرون آمده‌اي اما دار و دسته‌هاي کفتار صفت و شغال خصلت حق‌ات را بگيرند و نتواني حق‌ات را پس بگيري (که حق دادني نيست، گرفتني‌ست)... آتش مي‌گيري.

 

1 

 

2

 

3

 

4

 

( بقيه در ادامه مطلب )

 

ادامه نوشته

انسان یا بوزینه ی شهوت ران ؟!

يک مبارز انتحاري از گروهک تروريستي القاعده پيش از انفجار ناموفق دستگير شد. جالب اين‌جا بود که در بازرسي بدني متوجه وجود يک حفاظ زرهي آهني براي حفظ اندام تناسلي وي مي‌شوند!

 تروریست انتحاری القاعده

 

وقتي از اين تروريست مي‌پرسند که وقتي کشته مي‌شوي، دليل حفاظت اندام تناسلي‌ات چه مي‌تواند باشد؟ پاسخ حيرت‌انگيزي داد:

« مي‌خواستم در آن دنيا هيچ مشکل آميزشي در بهشت نداشته باشم »!!

 

دو سه مثقال خريت ز خران چيزي نيست

آدمي هست که الحق دو سه خروار خر است

 

واقعاً براي احمقاني چون اين حيوان و عوامل انتحاري‌اي که به سوداي بهشت و حوريان فراخ‌چشم جان‌شان را از دست دادند يا مي‌دهند، متأسفم. نخستين نعمتي که خداوند به آفريده‌ها عنايت کرده زندگي‌ست و گرفتن آن بايد به‌دست خدا باشد. متأسف‌تر اين که صدا و سيماي ضرغامي (به اصطلاح ملي) چند باري از چريک‌هاي انتحاري لبناني و فلسطيني فيلم پخش کرده که شامل مصاحبه با عوامل انتحاري، زندگي‌نامه‌ي آن‌ها و فيلم لحظات قبل از (به اصطلاح) شهادت آن‌هاست.

فرقه جدید یا هواداران پر شور ؟!

سياه‌پوشان مرموز در ورزشگاه آره‌نا آليانز

 

خيلي وقته که از تيم محبوبم «بايرن مونيخ» چيزي ننوشتم. سال 2013 سال خوبي براي تيم غول باوارياي آلمان بود. سه قهرماني در جام باشگاه‌هاي اروپا، بوندس ليگا و جام حذفي آلمان... آن‌هم براي نخستين بار در تاريخ تيم‌هاي آلماني.

 

Bayern Munchen - 11 weird men

 

خبر اين‌که در بازي شنبه 4 آبان 1392 بايرن مونيخ در مقابل هرتابرلين در ورزشگاه آره‌نا آليانز، يازده مرد با پوشش و ظاهري عجيب و مرموز در سکوهاي تماشاگران حضور يافتند! لباس و کلاه مشکي با آرمي چهارگوش و سفيد روي سينه! هر چند بايرن مونيخ اين بازي را سرانجام 3 بر 2 برد اما گوئي براي مطبوعات آلمان و جهان، هويت اين يازده سياه‌پوش از نتيجه‌ي بازي مهم‌تر بود!

 

Bayern - 11 weird men

 

يکي از تماشاگران گفت: «اين يازده مرد روي سکو کنار هم نشستند و چند دقيقه‌اي دستان‌شان را به‌هم گره زدند، ايستادند و روي صندلي‌هايشان نشستند». واکنش تماشاگران به ديدن اين صحنه خنديدن، حيرت يا ترس بود. هنوز گزارشي از هويت اين يازده سياه‌پوش مرموز فاش نشده است اما گفته مي‌شود که نماد درج شده روي لباس اين يازده مرد، قبلاً در نزديک کوه سوگارلوآف شهر ريودژانيرو ديده شده است.

منبع: ميهن استار (از اين نشانه).

تیم محبوبم... قهرمانی ات مبارک !

 

اروپا هم برايتان کوچک است

 

آريايي ها به شما مي بالند

 

 

جشن قهرمانی بایرن مونیخ

 

بايرن مونيخ  2     1  بوروسيا دورتموند

 

ماندزوکيچ  60       74  گوندوگان (پنالتي)

روبن  89                                 .

 

نوشته: بهنام

 

 

تيم هميشه محبوبم ديشب چهارم خرداد 1392 (۲۵ مي 2013) قهرمان اروپا شد. از خوشحالي نمي دانم چه بنويسم! امسال يه جورايي مطمئن بودم که سرانجام بايرن مونيخ، غول باوارياي آلمان مثل قـُقنوسي از زير خاکستر چند ساله بر خواهد خاست و اروپا به آن خواهد باليد. تيم هميشه محبوبم، تيمي که شايد کمتر جوان ايراني اي هوادارش باشد، سرانجام بر ناکاميهاي چند ساله اش پا گذاشت و پس از تحقير بارسلونا با هفت گل تماشايي، در يک فينال به ياد ماندني در ورزشگاه ويمبلي لندن تيم قدرتمند «بوروسيا دورتموند» را با نتيجة 2 – 1 و با گلهاي ماندزوکيچ و روبن شکست داد تا پس از سپري شدن دوازده سال از آخرين قهرماني در سال 2001، قهرمان ليگ قهرمانان اروپا در سال 2013 شود. نيمة نخست گلي در بر نداشت اما توفان نيمة دوم با سه گل فرو نشست که گل دورتموند از نقطة پنالتي به ثمر رسيد. آرين روبن، بازيکن محبوبم، رستگاري در ويمبلي را تجربه کرد تا شبي به ياد ماندني داشته باشد. خودِ روبن هم گفت: «نميدانم چند بار خوابش را ديدم!»

 

اين پيروزي از يک نظر ديگر نيز براي بايرن و روبن ارزشمند بود. بايرن مونيخ دو فينال از سه فينال گذشته اش را باخته بود که آخرين آن سال پيش در مقابل چلسي انگليس و در شهر مونيخ بود که در ضربات پنالتي نتيجه را واگذار کرد. روبن در وقت اضافة بازي، پنالتي اي را که به سود بايرن اعلام شده بود گل نکرد تا محبوبيت اين ستارة هلندي در ميان هوادارانش کم شود. روبن اما اين بار، اشتباه سال گذشته را جبران کرد تا کار به وقت اضافه هم نکشد... دمت گرم روبن عزيز!

 

فينال امسال يک ويژگي جالب توجه هم داشت و آن اين که هر دو تيم فيناليست، آلماني بودند.

 

 

ماندزوکیچ

 

ماريو ماندزوکيچ از کرواسي دروازة بوروسيا دورتموند را مي گشايد.

 

آرین روبن

 

خوشحالي آرين روبن از هلند پس از زدن گل دوم و پيروزي بخش در بازي نهايي.

 

 

فوتبال آلمان با مديريتي مثال زدني هم در سطح باشگاهها و هم در سطح ملي پيشرفتهاي زيادي داشته و اميدوارم نتيجة سالها برنامه ريزي واقعي و زحمات فدراسيون فوتبال آلمان به نتيجه برسد و آلمان قهرمان جام جهاني 2014 شود.

 

رستگاري در ويمبلي را از نام فيلمي سينمايي «رستگاري در شائوشنگ» (The Shawshang Redemption) وام گرفته ام.

 

نگاره های زیـبا به مناسب زادروز همسرم... فرناز

 

عکسهاي زيباي گروه اينترنتي کبود

 

به انتخاب بهنام ارديبهشت 1392

 

به مناسبت سالروز تولد همسرم

 

 

 

يادش رفته بقيه اشو بياره

 

 

دارم خوش تيپ مي کنم برم سرِ قرار يارم !

 

 

نمايشگاه زيباي مرسدس بنز در آلمان

 

 

( لطفاً بر روي لينک ادامة مطلب کليک نماييد )

 

ادامه نوشته

کارتون جنجال برانگیز دو ماهنامه "کیهان کاریکاتور"

 

کيهان کاريکاتور پس از انتشار کارتون

 

« ذليخا فشن » توقيف شد

 

 

منبع: بيست

 

http://20ist.com/archives/13648

 

 

اين کاريکاتور با عنوان «ذليخا فشن شو» در صفحه ۴۹ «دو ماهنامه» کيهان کاريکاتور در شماره ۲۴۵-۲۴۶ (مرداد و شهريور ۱۳۹۱) درج شده و در آن حضرت يوسف به شکل يک مانکن عريان در جمع زنان اشراف زاده مصري که دستانِ خود را از زيباييِ او بريده اند، به نمايش در آمده است. با توجه به اينکه حضرت يوسف يکي از انبياء الهي است و در قرآن روايات متعددي در ارتباط با وي موجود است شايسته بود ملاحظه بيشتري صورت ميپذيرفت.

 

حسين شريعتمداري نوشت: موسسه کيهان ضمن پوزش از اين خطاي ناخواسته، آمادگي خود را براي پذيرش هر نوع برخورد قانوني از سوي مراکز و مراجع ذيربط اعلام داشته و تأکيد ميکند که اين گونه نظارتها را براي حفظ فضاي رسانه اي ميهن اسلامي ضروري و در خور استقبال نيز مي داند.

 

( متن کاملِ خبر و کاريکاتور مذکور را در ادامة مطلب مشاهده نمائيد )

 

ادامه نوشته

پـیشواز سال نو با عکسهای دیدنی

 

عکسهاي تماشائي

 

از گروه اينترنتي منصور قيامت

 

 Dog and fireman

 

سگي با ليسيدن از آتش نشاني که جان او را نجات داده است، قدرداني مي کند.

 

 

Beautiful horse

 

واقعاً آدم دلش نمي آد سوار اين اسب بشه!

 

 

Body guard in future

 

بادي گارد آينده...! خيلي مخلصيم قربون!

 

 

Mother and her son

 

اين پسر فراموش نکرده که سالهائي هم بودند که مادرش اونو بغل ميکرد و غذا بهش ميداد. اين عکس تأثيرگذار در بيمارستاني در کشور تايوان گرفته شده است. بايد به اين مادر به خاطر تربيت چنين فرزندي تبريک گفت. 

 

 

Accountant

 

خانم حسابدار ترجيحاً هلو لازم داريم! شما سراغ نداريد؟!

 

 

Justin Bieber - Original

 

Iranian version of Justin Bieber

 

جاستين بـيـبر، خوانندة 18 سالة کانادائي که قراره به ايران بياد و مشابه ايراني اون...

شايد خودم باشم!

 

 

House cleaning

 

چرا مردها از خونه تکوني بدشون مياد؟!

 

 

Brazilian Gem

 

يک کارگر برزيلي بزرگترين زمرد جهان به جرم يازده و نيم کيلوگرم را پيدا کرد!

 

شاهکار مهندسی از سوئیس

 

درازترين تونل قطار دنيا در سوئيس

 

ترجمه: بهنام

 

منبع: Yahoo

 

 

Swiss inch toward world's longest train tunnel

 

 

اگر شما از آن دسته از کساني هستيد که هنگام عبور از تونلها نفسشان را حبس ميکنند، پيشنهاد ميکنيم که تونل «گوتهارد باس» در کشور سوئيس را امتحان نکنيد!

 

اين تونل از سال 1993 تا کنون در حال ساخت بوده است و طبق جدول برنامه ريزي شده پيش بيني ميشود که تا انتهاي سال 2017 تکميل شود. در واقع ساخت اين تونل 24 سال زمان ميبرد! طولِ اين تونل 35 مايل (حدود 3/56 کيلومتر) است و درازترين تونل ريلي بر روي سيارة زمين به شمار ميرود. اين عنوان در حال حاضر به تونل معروف شيکان در ژاپن (Seikan Tunnel in Japan) تعلق دارد که در سال 1988 به اتمام رسيد و 49/33 مايل (8/53 کيلومتر) طول دارد. تونل معروف چانل ((Channel Tunnel, aka “the Chunnel” 4/31 مايل (5/50 کيلومتر) اندازه گيري شده است. در حالي که دو تونل گفته شده زير آب ميروند، تونل سوئيس از ميان کوههاي آلپ ميگذرد و ميتوان فاصلة بين دو شهر زوريخ و ميلان را دو ساعت و نيمه طي کرد!

   

 

چنين شاهکارهاي خارق العادة مهندسي ممکن است نگرانيهائي را در مورد چگونه ساخته شدنِ اين تونلها ايجاد کنند. به جاي تلاشي بـيحاصل براي بيان کردنِ فرآيند ساخت که ما را بـيـجواب باقي ميگذارد، خواندنِ لينک زير را به شما پيشنهاد ميکنيم:

 

http://www.madehow.com/Volume-6/Tunnel.html

 

 

www.madehow.com/images

 

 

 

 

 

 

اين سايت مفيد، مباني چگونه ساخته شدنِ تونلها، تقويت کردن و روشهاي تست آنها را بيان ميکند. بقية عکسها را در ادامة مطلب بـبينيد.

 

به نظرِ شما، ساخت اين تونل در ايران چه قدر طول ميکشيد؟!

 

منبع:

 

http://news.yahoo.com/s//ynews/20101006/wl_ynews/ynews_wl3824_1/

 

ادامه نوشته

ویـژه عید فطر 1431 هجری قمری

عکسهاي جالب

 

منبع: تابناک

 

موهای بیمه شده

 

اولين موهائي که بيمه شدند. مبلغ بيمه: يک ميليون دلار آمريکا

 

«تروي پولامالو» بازيکن فوتبال آمريکايي تيم «پترز بورگ استيلرز» موهاي خود را به مبلغ يک ميليون دلار بيمه کرده است.

 

 

مراسم حج در سال 1332 هجري شمسي (1953 ميلادي)

 

حج در 1332

 

حج در 1332

 

به آرم کوکا کولا توجه کنيد!

 

 حج در سال 1332

ظاهراً اين جا بايد صحراي عرفات باشد!

 

حج در سال 1332

 

تابلو: فقط مسلمانان مجازند وارد شوند!

 

حج در سال 1332

 

جمعي از مسلمانان آمريکائي

 

حج در سال 1332

 

نماي کعبه در سال 1332 هجري شمسي

تراژدی با طعم "دیه گو آرماندو مارادونا"

 

باي باي مارادونا !

 

ترجمه و نوشته: بهنام

 

منبع خبر: Yahoo

 

 

Maradona in post-match altercation with German fans

 

 

پس از شکست سنگين آرژانتين در مرحلة يک چهارم نهائي که با نتيجة 4 بر صفر به سود آلمان به پايان رسيد، واکنشها به اين شکست و رفتارهاي پس از بازي «ديه گو آرماندو مارادونا» بسيار جالب بود. سرمربي اسطوره اي آرژانتين که يک تنه اين تيم را در جام جهاني 1986 مکزيک قهرمان جهان کرد و در دورة بعد از آن در جام جهاني 1990 ايتاليا در بازيِ فينال با يک پنالتي مشکوک به آلماني باخت که بازيکنان بزرگي چون لوتهار ماتئوس، يورگن کلينزمان، رودي فولر، آندرياس بره مه، کُهلر و... در آن بازي ميکردند، اختيار از کف داد و با هواداران آلماني که اين راهِ طولاني را تا آفريقاي جنوبي آمده بودند دهان به دهان شد و شروع به فحاشي نمود (از اين نشانه).

 

تماشاگران آلماني پارچه نوشتة بزرگي را به همراه داشتند که در آن به زبان آلماني نوشته شده بود:

 

Tschüss Maradona

 

اين عکس مرا به دنياي ديگري برد. حيفم آمد لذتي را که از بررسي واژه شناسي اين کلمه نصيبم شد، با شما تقسيم نکنم. وقتي به ويکيپدياي انگليسي مراجعه کردم، نوشته بود:

 

 

Bye Maradona

 

 

 

کلمة tschüss که به صورتهاي tschüs و tschüß (هجاي قديمي) نيز خوانده ميشود، معادل adieu در زبان فرانسه است و معنيِ غيرِ رسمي آن باي (خداحافظ) است.

 

به لحاظ تاريخي بيشتر در شمال آلمان متداول است؛ اگرچه در تمام اين کشور مورد پذيرش قرار گرفته است و معمولاً در باواريا، اتريش، «ترنـتينو-آلتو-آديجه» در ايتاليا، پراگ در جمهوري چک و سوئيس استفاده ميشود. به هر حال در جنوب آلمان و براي بيان خداحافظي غيررسمي (informal farewell) واژة ciao (که گاهي اوقات tschau چائو - هجي ميشود) يا adieu متداولـتر است. در زبان آلماني  auf Wiedersehen براي واژة خداحافظ در موارد رسمي مناسبتر است.

 

٭ ٭ ٭

 

آرژانتين چون توپِ پُر از بادي بود که تا وقتي با تيمهائي چون کرة جنوبي، نيجريه، يونان و مکزيک روبرو شد، چون برق از بالاي سرِ آنان گذشت. آلمان اما در آن سوي ميدان با تيمهائي چون استراليا، صربستان، غنا و انگلستان بازي داشت. وقتي همين آلمان از صربستان 1-0 باخت، سيل انـتقادها «يوآخيم لو» و تيم جوان شدة او را نشانه گرفت. آلماني که استرالياي آسيائي را مثل آب خوردن بُرده بود و صربستان پنچرش کرده بود، غنا را از سرِ راه برداشت. غنائي که با شکست دادنِ آمريکا تا يکچهارم نهائي بالا آمد و در ضربات پنالتي به اوروگوئه باخت؛ تازه آن هم اگر «آساموآ گيان» آن پنالتي لعنتي دقيقة 120 را گل ميکرد، کار به شانس پنالتيها نميکشيد. پنالتي طلائي اي که وقتي «سوآرز» در يک هجومِ طوفاني، توپي را که در آستانة ورود به دروازة اوروگوئه بود، مانند بازي هندبال با دستانش دفع کرد و داورِ بازي علاوه بر اخراجِ سوآرز، نقطة پنالتي را هم نشان داد.

 

آري... آلمان انگلستان را 4-1 در هم کوبيد و پس از آن نوبت آرژانتين بود. آرژانتيني که سرمربي اش (مارادونا) تلاش داشت روحية آلمانها را با تحقير کردن و با رجزخوانيهائي که از اَبَراسطوره اي چون او بعيد مينمود، ضعيف سازد.

 

مارادونا بازيکنِ بزرگي بود و هنوز هم برايم ستاره اي دست نيافتني است. شايد هم سرمربي بزرگي باشد... اما مردِ بزرگي نيست. بزرگ هست اما بزرگوار نيست (کلامي از مرحوم مرتضي مطهري).

 

ديدنِ شکست سنگين تيم محبوبم برايم بسيار دشوار بود اما آلمان به گونه اي بازي کرد که شکستِ تيم دوست داشتني سالهاي کودکي و نوجواني ام را به آساني پذيرفتم. شايد چهار سال ديگر... شايد!

٭ ٭ ٭

با نگه داشتن کليد Ctrl بر روي واژه هاي انگليسي و آلماني کليک کنيد تا مطالبِ بيشتري بخوانيد.

 

اين ها را هم بـبينيد:

 

1- http://g.sports.yahoo.com/soccer/world-cup/blog/dirty-tackle/post

2- http://en.wiktionary.org/wiki

3-http://www.dict.cc/german-english

 

اشتباه های داوری به کجا ختم می شوند ؟

يادداشتي بر دو بازي زيباي

 

مرحلة يک هشتم نهائي جام جهاني 2010

 

نوشته: بهنام

 

 

 

آلمان  ۴          ۱  انگلستان

 

 

آرژانتين  ۳          ۱  مکزيک

 

 

بازيهاي ديروز جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي سرانجام دست مرا به نوشتن پُستي براي جام جهاني باز کرد. بازي آلمان-انگلستان (بازي شمارة 51) و آرژانتين-مکزيک (بازي شمارة 52) که به ترتيب در ساعتهاي 18:30 و 23 به وقت تهران انجام شدند از چند ديدگاه برايم بسيار با اهميت است. در ديدار 51 آلمانها با گل کلوزه از رقيب سنتي خود پيش افتادند. پس از به ثمر رسيدن گل دوم، با خودم گفتم کارِ انگلستان تمام است و در جامهاي جهاني گذشته کم پيش مي آمد که يکي از دو تيم اين قدر زود به گل برسد و اختلاف گلها را به دو برساند. گل اُپسن (Upson) اختلاف گلها را به يک رساند. همان لحظه باز هم گفتم بازي از اين جا به بعد زيباتر خواهد شد؛ چون حيثيت دو کشور در گرو اين بازي است و هر دو تيم براي برتري يا به تساوي کشاندن بازي تلاش خواهند کرد. خوب است بدانيد بازي آلمان و انگلستان در چهارچوب بازيهاي جام ملتهاي اروپا يا جام جهاني هميشه زيبا و حيثيتي بوده است؛ درست مثل ايران و عربستان.

 

 

طرفداران غمگین انگلستان

 

 

 

هر چه قدر که گل اپسن زيبا بود، گلِ درست لمپارد هم که پس از برخورد با تيرک افقي به زمينِ چمن داخل دروازه برخورد کرد و به بالا برخاست کمتر از آن نبود. متأسفم از اين که کمک داور گل را اعلام نکرد. اعتراض انگليسيها اثر نداشت و بازي 2 بر يک ادامه پيدا کرد. فکر کنيد با نتيجة دو بر يک از يکي از قدرتهاي جهاني در فوتبال عقب هستيد و گلِ درست و تساوي بخش شما را کمک داور قبول نکند... چه روحيه اي پيدا ميکنيد؟ واقعاً براي انگليسيها متأسفم. آلمان لياقت پيروزي را داشت اما ممکن بود با تساوي 2-2 بازي زيباتري را ببينيم و ياران «فابيو کاپلو» براي زدن گل تساوي خودزني نکنند. در مورد تيمي که براي جبران گلي (که در واقع عقب نيست) کاملاً به جلو بکشد و در دو ضد حمله، دو گل بخورد چه ميتوان گفت؟

 

 

 

 

گل درست لمپارد به آلمان - 2010

 

 

 

اگر سياست را در فوتبال دخالت دهم، نميخواهم نه تيم ملي انگلستان و نه هيچ تيم انگليسي ديگري در رقابتهاي قاره اي و جهاني پيروز شود. دستهاي پير استعمار انگلستان به خون و ناموس و نفت ايرانيان آلوده است و در سوي ديگر، آلمان را داريم که به جرأت ميتوان گفت بزرگترين خدمت را به ايرانيان کرده اند و کمتر چيزي از ايران بُرده اند و دزديده اند (در اين جا تنها پل وِرِسک را به ياد شما مي آورم). آن چه مرا بيشتر آزرد، کارِ زشت دروازه بان تيم ملي آلمان بود. نوئر (Neuer) دروازه بان آلمان گل شدن توپ را ديد، اما داور و کمک داور را فريب داد (از اين نشانه). پس از پايان بازي در دلم از اين همه ناداوري در جام نوزدهم فرياد کشيدم. آيا آلمان نميتوانست انگلستاني را شکست دهد که با سيستم عجيب و پيچيدة کاپلو (4-2-1-3 يا 4-2-1-2-1) بازي ميکرد و تنها تجربة بازيکنانش برتر از تيم ملي جوان شدة آلمان بود؟!

 

 

اعتراض دیوید بکام به داور

 

 

 

نديدن بازيکنان بزرگي چون جان تري، روني و لمپارد برايم دشوار است اما اميدوارم مسي و هيگواين و ديويد ويا جاي آنان را برايم بگيرند. در جامهاي جهاني 1986 مکزيک، 1990 ايتاليا و 1994 آمريکا من و مهدي (پسرخاله ام) هوادار آرژانتين بوديم و جانمان را هم برايش ميداديم! اکنون سالها گذشتنه اند و دوباره انگار همان آرژانتين در کالبدي تازه پا به رقابتها گذاشته است. مارادونا که ستارة بي چون و چراي جام 1986 بود، در فينال 1990 اشک ريخت و آخرين گل ملي و جهاني اش را هم در برابر يونان در سال 1994 زد. مارادونا، ديوانه وار به سمتِ دوربين کنار زمين آمد و شادماني کرد. پيرمرد بايد ميرفت... اما نرفت تا شايد بتواند آرژانتيني را که در جام 90 با بازي دروازه بان خوش قيافه و بااخلاقش (گويکوچه آ) تا فينال بالا آمده بود اما با يک پنالتيِ مشکوک جام را تقديم آلمانها کرد، دوباره تا بازي نهائي بالا بکشد... اما مافياي فوتبال مارادونا را به بهانة اعتياد به کوکائين محروم و زنداني کرد تا آرژانتين نتواند به مراحل بالاتر صعود کند. نزول مارادونا و سقوط اخلاقي اش از همين جا آغاز شد. اعتياد شديدش به کوکائين را کسي نيست که نداند. او در بيشتر کشورهائي که اقامت داشته، فرزند نامشروع دارد! صحبتهايش در کنفرانس مطبوعاتي پس از صعود آرژانتين از گروه کشورهاي آمريکاي جنوبي به جام جهاني را نميتوانم از ياد ببرم که چگونه خواهر و مادرِ تمامي خبرنگاران و منتقدان تيمش را مورد لطف قرار داد...! اما اکنون به مارادوناي جسته از يک اعتياد سنگين با چشماني ديگر نگاه ميکنم و اميدوارم اسطورة سالهاي کودکي ام با دست خالي به بوئنوس آيرس باز نگردد.

 

 

گل آفساید "ته وز"

 

 

گل نخست آرژانتين را «ته وز» در حالي با ضربة سر زد که سانتر ليونل مسي به خودي خود گل ميشد؛ اما ضربة سر اين بازيکن در جائي که ايستاده بود و آفسايد بود من را که دوستدار آرژانتين هستم، راضي نکرد (از اين نشانه). گل دوم آنها هم با اشتباه مدافع مکزيکي به دست آمد و نه با تاکتيکهاي کار شده و تجربه شدة مارادونا. تنها گلي که مرا به آرژانتين اميدوار کرد، گل سوم بود که با شوتي سنگين به ثمر رسيد. از حق نگذريم که گلِ مکزيک بسيار تحسين برانگيز بود.

 

٭٭٭

آرژانتين شايستة پيروزي بود ولي اين طوري اش را دوست نداشتم.

 

سیاهپوست چشم آبی !

 

به راستي چشمهاي زيبابي است!

 

 

« سياهپوست با چشمان آبي »

 

 

ترجمه: بهنام

 

 Blue-eyed black boy

 

طبق پژوهشهاي اخير شانس اين که يک بچة آفريقائي-آمريکائي (Afro-American) با چشمانِ آبي متولد شود، يک در يک ميليون است. مردم با رنگ پوست «قهوه اي» که چشمان روشن –معمولاً قهوه اي روشن، سبز يا خاکستري- داشته باشند، وجود دارند اما اين انسانها نيز در مشخصه هاي مردم انگلو-ساکسون (Anglo-Saxon) مانند بيني کوتاه و سر به بالا (pug nose) و موي روشن شريکند؛ اما يک بچه با تمام مشخصه هاي فيزيکي نژاد آفرو-آمريکن با چشمان آبي تقريباً ناممکن است. به نظر ميرسد که جهاني سازي () درست کار ميکند؟ اگر روزي آميختگي هائي مانندِ اين را ببينيم، برايمان عادي خواهد بود.

 

Blue-eyed boy

 

 

اين بچه حالا 19 ماهه است و وقتي 12 ماهه بود، يک قرارداد کامل و بيمة زندگي با شرکت فيلمسازي پارامونت (Paramount Pictures) داشت! شما خيلي زود او را در فيلمها، پيامهاي بازرگاني و مجله ها خواهيد ديد!

 

هاتـف - فال و عکس سوسن خانوم !

 

پس نوشتهاي پُستِ

 

« هاتف-آلبوم فصل عشق-ترانه فال »

و

 

عکس سوسن خانوم لو رفت...!

 

همون طور که در چند جاي اين وبلاگ نوشتم، ترانة فال از هاتف يکي از ترانه هائي بود که در سالهاي 1375 تا 1378 به ياد «او»ي اين وبلاگ خيلي گوش ميکردم. پس از آشنائي با فرناز هم کم کم اين مسائل رو با او در ميان گذاشتم. فرناز انسانِ بسيار فهميده و تحصيل کرده اي است و من رو به خوبي درک ميکنه. همينها هم من رو وادار کرد تا باهاش روراست باشم و اين مسأله رو ازش مخفي نکنم. واقعاً انسان بزرگواريست...

 

روز چهارشنبه 29 ارديبهشت 1389 پس از اين که ترانة «نحسي فال» هاتف رو دانلود کردم، بنا به درخواست بعضي از خوانندگان گرامي، لينک دانلود اين ترانه را همان روز در پست «هاتف-آلبوم فصل عشق-ترانه فال» قرار دادم. به فرناز عزيزم پيامک دادم و پس از عرض سلام و خسته نباشيد (چون شاغله)، نوشتم که بالاخره ترانة «نحسي فال» هاتف رو پیدا و دانلود کردم. چند دقيقة ديگه پيامکي از طرفِ او آمد که نوشته بود: «سلام! تبريک ميگم عزيزم! اميدوارم که بارها و بارها به يادش گوش کني... من ناراحت نميشم...»

 

دلم نيامد لحن خاصِ پيامکش را جواب ندم... نوشتم: «باور کن تو تنها کسي هستي که بهش فکر ميکنم... اين ترانه فقط برام يه خاطره است...»

 

همان بعد از ظهر، ترانة فال رو با هم گوش کرديم. نگاهم به پائين ميز کامپيوتر خيره شده بود... فرناز صورتم را به سمت خودش چرخاند. در چشمانم خيره شد؛ انگار دنبال قطره هاي اشک ميگشت! اما نه... اين ترانه تنها خاطره اي شيرين برام داره و يادآور تموم سختيها و گريه هاي شبانة من در روزهاي سخت عاشقيه. اين ترانه به من يادآوري ميکنه که پس از سياهترين و ابري ترين روزهاي زندگي ميتونيم روزهاي شاد و آفتابي داشته باشيم و اين که چه خوبه دنبال کسي باشيم که در کنارش احساس آرامش کنيم و چيزي رو از همديگه مخفي نکنيم.

 

٭٭٭

 در کليپ معروف و شاد «سوسن خانم» که من هيچ وقت اون رو با ميل خودم گوش ندادم، تنها دستهاي سوسن خانم پيدا بود. از خدا پنهون نيست، از شما چرا پنهون بمونه؟ من هم کنجکاو بودم تا ببينم اين سوسن خانوم معروف چي شکليه و آيا يه پسر، دستکش مشکي به دستش کرده و ادا و اطوار مياد؟!

 

همين امروز در وبگردي اي که داشتم، يه آگهي جالب رو ديدم با اين عنوان که:

 

عکس سوسن خانوم لو رفت...!

 

کنجکاويم گل کرد و آخر سر به عکس زير رسيدم! نميدونم واقعي هست يا نه؟ اما دستکش مشکی و فضاي پشت سرِ اين خانوم خيلي به فضاي اين ويدئو کليپ معروف شبـيـهه.

 

براي ديدن اين عکس به ادامة مطلب برويد.

 

ادامه نوشته

یک خودروی اسبی شگفت انگیز !

 

اسب-موبيل ابداعي يک مهندس ايراني!

 

با جايزة صد ميليون توماني

 

منبع: سايت « نارنجي »

 

 

1

 

 

مهندس ايراني، هادي ميرحجازي طراحِ خوش فکرِ يکي از طبيعت دوست ترين خودروهايي است که تا به حال ساخته شده. اين خودرو نيروي مورد نياز براي حرکتش را از يک اسبِ سوار بر تردميل تأمين ميکند. اين ابداع براي همه چنان جالب بوده که حتي گاردين (Guardian) هم در مطلبي به صحبت درباره آن پرداخته است.

 

البته اين خودروي اسبي (اسب- موبيل) فقط براي حرکت در جاده هاي مسطح و آسفالت طراحي شده و ميانگين سرعت آن ۲۰ کيلومتر بر ساعت است؛ هرچند که در صورت لزوم سرعتش به ۸۰ کيلومتر بر ساعت هم خواهد رسيد. هنگامي که اسب محترم خسته ميشود و ديگر حاضر به حرکت نيست چه بايد کرد؟ تردميلِ اين ماشين علاوه بر تأمين نيروي حرکت آن، باتريها را هم براي چنين مواقعي شارژ ميکند.

 

2

 

 

شيوة کار اين خودرو به اين صورت است که با روشن کردن تردميل، اسب مجبور به حرکت بر روي آن ميشود و در ادامه، نيروي حرکتي اسب، باتريهاي تردميل را شارژ خواهد کرد. البته اين ماشين حتي داراي سيستم خنک کننده ويژه اي هم براي موتور خود است! ژاکتي از لوله هاي پلاستيکي که آب سرد در آنها جريان دارد و باعث خنک شدن بدن حيوان ميشود!

 

در ادامه مطلب ميتوانيد عکسهاي بيشتري از اين خودروي عجيب را ببينيد.

 

( لطفاً بر روي لينک ادامة مطلب کليک نمائيد )

 

ادامه نوشته

ملاک حمایت از رژیم صهیونیستی چیست ؟

 

ملاکهاي حمايت از رژيم صهيونيستي

 

از ديد خبرگزاري ايرنا

 

خبرگزاري ايرنا با درج عکسهائي از حاميانِ سبزپوش مهندس «مير حسين موسوي» در زير عکسها آورده:

حامياني رژيم صهيونيستي در ايران !

 

با پوشش، شعارها و پايبندي برخي از طرفداران جناب مهندس موسوي به واجبات اسلامي يا قوانين حکومتي (که در جاي خود مهم هستند) کاري ندارم. حرفِ من اين است که آيا صرفاً از روي بدحجابي افراد و يا طرفداري آنان از يک جريان خاص مي توان به آنان برچسب حمايت کنندة رژيم صهيونيستي زد؟

 

با وجود سياستهاي فرهنگي نادرستي که از سالهاي اخير در مورد مسألة فلسطين در پيش گرفته شده و با وجودي که مطمئنم براي بسياري از «ايرانيان» آن حساسيتهاي اوليه که در مورد مسألة فلسطين وجود داشت، وجود ندارد (و يا کمرنگ تر شده است)؛ هر ايراني آزاده اي ستم و ديگرکُشي را نفي مي کند.

 

1

 ملاک يک: روسري و شال سبز، داشتن انگشتر در شست دست و لاک ناخن.

2

 ملاک دو: پائين بودن آستين مانـتو.

3

 ملاک سه: اختلاط زنان و مردان در راهپيمائي.

4

 ملاک چهار: داشتن عينک دودي و پلاکارد ( اگر سبز باشد، بدتر! )

5

و در پايان:

تصوير دهانِ اين دختر از ميانِ شيشة مأمور نيروي انـتظامي چه چيز را به ياد شما مي آورد؟

منبع: خبرگزاري ايرنا ( بر اين نشانه کليک کنيد )

تشخیص سریع انحراف جـنـسـی

 

تست تشخيص انحراف جـنسـي با پاسخ سريع

 

اين تست بسيار ساده و نياز به زمان زيادي ندارد.

 

 

( لطفاً بر روي لينک ادامة مطلب کليک فرمائيد )

ادامه نوشته

شگفـتی های یک کوه ایرانی

 

کوه پرديس جم

 

 جاده عسلویه به جـم

نام اين کوه باستاني پرديس است و در حومة شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد.

 

نکات قابل توجهي كه در اين کوه باستاني وجود دارد:

1- قلة اين کوه نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد است، چون بالاترين ارتفاع در نزديکي خط استواست.

 

2- آتشکدة باستاني اي که در قلة کوه قرار دارد، محل تولد و غسل تعميد پدر جمشيد جم است.

 

کوه پردیس جم

3- مغناطيس فوق العاده قوي کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متري کوه يعني تقريباً انتهايي ترين نقطة مشخص آسفالت با ماشين توقف کنيد و ترمز دستي را بخوابانيد، ماشين به جاي سر پائيني به نرمي به سمت کوه کشيده مي شود. البته همين مغناطيس براي رانندگان نا آشنا بسيار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زيادي از خودروها بي اختيار با کوه تصادف کرده اند.

 

4- پوشش گياهي منطقه نوعي خار بياباني گرمسيري منحصر به فرد است که خواص دارويي فراوان دارد. عسل حاصل از منطقه تماماً پيش خريد چند کارخانة داروسازي بزرگ جهان است. يکي از ترکيبات اصلي مسکن Advil که يکي از بهترين قرصهاي شناخته شده براي ناراحتي هاي اعصاب و دردهاي ميگرني است، از همين عسل تهيه مي شود.

 مسکن Advil

5- اين منطقه خرماي ويژه اي توليد مي کند كه به نام خرماي خصه معروف است و کاملاً در شيرة خود غرق مي شود؛ يعني يک کاسة آن ظرف سه ساعت پر از شيره مي شود. اندازة اين خرما اندازه آلبالو بوده و به جهتِ داشتنِ خواص دارويي تماماً براي ساخت قندهاي رژيمي براي بيماران ديابتي صادر مي شود. نکتة جالب ديگر، رويش درخت زيتون در دامنه شمالي کوه، حد فاصل شهرستان جم تا روستاهاي چاهه و دره پلنگي مي باشد که در آب و هواي آن منطقه بسيار بعيد مي نمايد.

 خلیـج همیشه فارس

فعلاً سندي براي قدمت چاهه و دره پلنگي وجود ندارد ولي علائم مشهودي از غار نشيني مشاهده و فسيلهاي مختلفي در اين منطقه به وفور پيدا شده است.

 

6- در لايه هاي زيرين اين کوه معدن عظيمي از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد، آن هم در اطراف عسلويه!

 

مردم چاهه و جم، کوه پرديس را فوق العاده مقدس و محترم مي شمارند و به استـناد علائم موجود در آتشکده، احتمالا يکي از اولين مکانهايي بوده که نفت در آن سوزانده شده است.

 

با افتـتاح جادة فيروز آباد به عسلويه توسط پتروشيمي، رفتن به اين منطقه خيلي راحت تر شده است. پتروشيمي با تأسيس سه شهرک بزرگ در اين منطقه اقدام به تاسيس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه هر هفته يک پرواز به مقصد جم انجام مي شود که امکان سفر آسان به اين منطقه اعجاب انگيز را فراهم مي آورد.

 

منابع:

 Pardise Jam Mountain

 www.musclepacked.com/advil.html

بازدید از ایوان نیاق

 دورنمای ایوان نیاق

طبق برنامه ريزي انجام شده در هفتة گذشته، امروز، شنبه 11 مهر ماه 1388 فرصتي شد تا با همکارانِ عزيزم ديداري از روستاي کوچک و تاريخي «نياق» در استانِ قزوين داشته باشيم و از «ايوانِ نياق» مشهور آن ديدن کنيم.

 

 بر روی ایوان نیاق

عکس هاي با ارزشي که از اين سفرِ کوتاه مدت تهيه شده، در نوع خود کم نظير هستند.

در فرصتي مناسب، روايتِ تصويري اين سفرِ به ياد ماندني را براي شما عزيزان خواهم نوشت.

بهنام 

برگي از خاطرات و دل نوشته هاي بهنام در آبان 1375

 

امروز دوشنبه ششم مهر ماه 1388 به طور اتفاقي يکي از دفترهاي خاطراتم را که مربوط به سالِ 1375 مي شد، از انباري منزلم پيدا کردم. پيدا شدنِ اين دفتر مرا عميقاً به فکر فرو برد. آيا پديده هائي که دوست دارم رخ دهند، ولي اصلاً انـتظارش را ندارم، به موقع اتفاق مي افتـند؟!

مي دانستم که دفتري 60 برگ و جلد آبي دارم و مي خواستم ريز و درشت خاطراتِ با «او» بودن را در آن بنويسم... اما گمش کرده بودم و حال به طورِ کاملاً دور از ذهن و هنگامي که براي نظافتِ دوره اي انباري به آن جا رفته بودم، گوئي خودش را به من نماياند!

عکسي از صفحة 10 آن گرفتم که تاريخ يکشنبه 13/8/1375 -يعني پانزده روز پيش از آخرين صحبتهاي من و «او»- را نشان مي دهد. با خواندن تنها همين يک صفحه به خوبي مي توانيد از حال و روزِ من در آن روزهاي سخت ميانة پائيز 1375 آگاه شويد. خوانندگاني هم که از «خط شناسي» و روانشناسي سر رشته دارند، با ديدنِ دستخطِ من مي توانند شخصيتِ مرا بهتر ارزيابي کنند... همان گونه که خودم اين کار را در مورد دستخطِ ديگران انجام مي دهم.

بر روي عکس کليک کنيد تا در اندازة اصلي نمايش داده شود. در صورتِ تمايل نيز مي توانيد آن را در کامپيوترِ خود ذخيره کنيد و با بزرگنمائي دلخواه ببـينيد.

بخشي از انتهاي صفحة 9 را که به ابتداي اين صفحه مربوط مي شود، در زير مي آورم تا جمله بندي کامل شود:

هر مدتي که مي گذشت، رفتار و شخصيتِ «او» را که در طولِ سه ترم ديده بودم... مرتباً به خاطر مي آوردم... وقار... درسخوان بودن... حجابِ کامل... عدم رو دادن به پسرها... جدي بودن... اجتماعي بودن... سؤالاتش در سر کلاسِ درس... و... اين ها صحنه هائي بود که خواسته يا ناخواسته به ذهنم مي رسيد و خوشبختانه و اکنون مي نويسم: «بدبختانه»... با کمال تأسف و ناراحتي... در خودم نوعي احساسِ ... (به عکس مراجعه کنيد)

 

 دفتر خاطرات بهنام - یکشنبه 13 آبان 1375