يک سالگي وبلاگ « دلنوشته هاي يک دلشکسته سابق» مبارک

درست يک سال پيش، ششم مهر ماه 1387 خورشيدي، وبلاگ «دلنوشته هاي يک دلشکستة سابق» پا به عرصة اينترنت گذاشت. در اين شروع پر خاطره، اصلاً فکر نمي کردم که دوستاني فراوان و ارزشمند از تمامِ ايران و تمامِ دنيا بيابم و دلنوشته ها و دلگويه هاي عشقِ نخستينِ پر خاطره ام را با آنان به بحث بنشينم.

تولدت مبارک وبلاگ من... 

 

يک سالگي اين وبلاگ را به شما که صاحبانِ اصلي آن هستيد، تبريک مي گويم و اميدوارم که با نظرها و انـتقادهاي خود مرا در ريشه يابي و واکاوي موارد مطرح شده در اين وبلاگ ياري دهيد.

در زير، اولين پستِ اين وبلاگ را مي آورم؛ پستي که برايم خاطره اي با طعمِ خوشِ توت فرنگي دارد!

***

نيازهاي زندگي انسان را اگر به دو دسته نيازهاي حياتي (اوليه) و نيازهاي ثانويه تقسيم کنيم، احساسي که آنرا «عشق» ميناميم، در رديف نيازهاي ثانوي تقسيم بندي مي شود. گاهي از آن به عنوان اُميد دهنده، آرامبخش و غذاي روح و موردي در مرز نيازهاي اوليه نام برده مي شود که اگر دچار اختلال شود، بنيان زندگي فرد را ويران خواهد کرد.

نيم نگاهي به رويدادها و جنگهاي تاريخي از بدو پيدايش بشر تا عصر حاضر، گسترش و بروز تغييرات شگرف در روابط افراد با پيشرفت فناوريهاي ارتباطي، خودکشيهاي عشقي، طلاقهاي شنيع خانوادگي در جهت رسيدن به (به اصطلاح) عشقي که در زندگي زناشوئي فعلي وجود نداشته و مواردي از اين دست نشانگر اهميت احساسي است که افراد گوناگون درست يا نادرست از آن به «عشق» تعبير مي کنند.

عشق در بسياري از افراد قويترين نيروئي است که مي تواند ساير عملکردهاي زندگي روزمره را تحت تأثير قرار دهد. فرهنگ، قوميت، مذهب، ايدئولوژي، مکاتب مختلف فلسفي و ساير عوامل اثر گذار بر جنبه هاي معنوي و مادي انسان هيچ گاه نتوانسته اند اين نيروي سترگ وجودي را براي هميشه سرکوب کنند و يا آنرا ناديده بگيرند.

من، نه به عنوان قرباني يک عشقِ بزرگ، بلکه به عنوان کسي که قسمتي از اين راه مرموز را طي کرد، نقطه نظرات، دل نوشته ها، خاطرات و تجربيات خود را در اختيار هم ميهنان عزيزم قرار خواهم داد. اميدوارم شيوه «وبلاگ نويسي» بتواند به يادداشتهاي پراکنده ام نظم و ساماني بدهد. بديهي است نتوانم اين دل نوشته ها را به صورت موضوعي و يا در يک نظم کتابي گرد آورم؛ اما اميد است که مطالب اين وبلاگ، اميد دهنده، راهنما، سنگ صبور و راهگشاي عزيزاني باشد که به نوعي درگير اين ميل بهشتي و غير مادي هستند.

انتخاب رنگ مشکي براي قالب وبلاگ يادآور يک خاطره ناگوار يا افسرده کننده نيست، بلکه رنگ مشکي، رنگي است که بر موضوع اين وبلاگ به خوبي مينشيند و به قولي «رنگ عشق» است.

 

                         تولدت مبارک وبلاگ من...

به نام او که خود عشق است...

نیازهای زندگی انسان را اگر به دو دسته نیازهای حیاتی (اولیه) و نیازهای ثانویه تقسیم کنیم، احساسی که آنرا «عشق» مینامیم، در ردیف نیازهای ثانوی تقسیم بندی میشود. گاهی از آن به عنوان اُمید دهنده، آرامبخش و غذای روح و موردی در مرز نیازهای اولیه نام برده میشود که اگر دچار اختلال شود، بنیان زندگی فرد را ویران خواهد کرد.

نیم نگاهی به رویدادها و جنگهای تاریخی از بدو پیدایش بشر تا عصر حاضر، گسترش و بروز تغییرات شگرف در روابط افراد با پیشرفت فناوریهای ارتباطی، خودکشیهای عشقی، طلاقهای شنیع خانوادگی در جهت رسیدن به (به اصطلاح) عشقی که در زندگی زناشوئی فعلی وجود نداشته و مواردی از این دست نشانگر اهمیت احساسی است که افراد گوناگون درست یا نادرست از آن به «عشق» تعبیر میکنند.   

عشق در بسیاری از افراد قویترین نیروئی است که میتواند سایر عملکردهای زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. فرهنگ، قومیت، مذهب، ایدئولوژی، مکاتب مختلف فلسفی و سایر عوامل اثر گذار بر جنبه های معنوی و مادی انسان هیچگاه نتوانسته اند این نیروی سترگ وجودی را برای همیشه سرکوب کنند و یا آنرا نادیده بگیرند.

من، نه به عنوان قربانی یک عشق بزرگ، بلکه به عنوان کسی که قسمتی از این راه مرموز را طی کرد، نقطه نظرات، دل نوشته ها، خاطرات و تجربیات خود را در اختیار هم میهنان عزیزم قرار خواهم داد. امیدوارم شیوه «وبلاگ نویسی» بتواند به یادداشتهای پراکنده ام نظم و سامانی بدهد. بدیهی است نتوانم این دل نوشته ها را به صورت موضوعی و یا در یک نظم کتابی گرد آورم اما امید است که مطالب این وبلاگ، امید دهنده، راهنما، سنگ صبور و راهگشای عزیزانی باشد که به نوعی درگیر این میل بهشتی و غیر مادی هستند.

انتخاب رنگ مشکی برای قالب وبلاگ یادآور یک خاطره ناگوار یا افسرده کننده نیست، بلکه رنگ مشکی، رنگی است که بر موضوع این وبلاگ به خوبی مینشیند و به قولی «رنگ عشق» است.