یادداشتهای آخرین دقیقه های سال ۱۳۸۸
در اين چند روز تعطيلي جمله هاي زيبائي رو خواندم که در روزها و پستهاي آتي حتماً از اونها در وبلاگم استفاده خواهم کرد.
سالها ميان و ميرن و در اين ميون ما خواه ناخواه شاهد اضافه شدن اجباري سالهاي عمرمون هستيم.
سن تو، تعداد سالهائي که بر تو گذشته اند نيست؛ بلکه تعداد سالهائي است که در آن زندگي کرده اي.
متن زيبائي رو از «کورت کوباين» (Kurt Cobain) خواندم که به همراه ترجمه اش در اين جا مي گذارم:

اگر به خاطرِ آن چه هستي ازت متنفر باشند، بهتر از اينه که تو رو به خاطر آن چه نيستي دوست داشته باشند.
از تموم خوانندگان عزيز مي خوام که وقتي سال تحويل ميشه پليس ۱۱٠، آتش نشاني، اورژانس، نيروهاي انتظامي و ساير زحمتکشان ميهن مون رو فراموش نفرمائيد و با کمي خرج، سال نو رو بهشون شادباش عرض کنيد. اين اقدام به ظاهر کوچک شما آن چنان در افزايش روحيه شون مؤثر خواهد بود که براي باقي سالهاي عمرشون يه خاطرة شيرين از قدرشناسي ايرانيان در ذهنشون به يادگار خواهد ماند.

من هم از مرگِ جوانان عزيزمون که تنها مي خواستند پاسخي قانع کننده بشنوند اما چون شقايق در خونِ خودشون غلتيدند، لرزيدم و گريستم اما حساب خونريزان از زحمتکشان جداست.
سال خوبي رو براي همة ايرانيان دنيا از آن يگانه اهوراي مزدا (داناي توانا) خواستارم و اميدوارم که ايرانيانِ راستين که روحي هميشه آزاد دارند، به خواسته هائي که لياقتشون رو دارند و براي اونها تلاش مي کنند، برسند.
٭٭٭
سال نو هميشه برام پيام آور سالروز تولد مادرم نيز هست و سالروز تولد «او»ي اين وبلاگ...
در پايان... امروز جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ حدود ساعت چهار عصر يکي از بهترين عيدي هام رو تا اين لحظة زندگي گرفتم. ترجيح مي دم مابقي نوشته هام رو به صورت خصوصي در ادامة مطلب بنويسم. پوزشم رو پذيرا باشيد...
( لطفاً بر روي لينک ادامة مطلب کليک فرمائيد )








