روزانه های بهنام - 77 ؛ آيا در اين زمانه حج، واجب است؟
دختر خالهي نازنيني دارم که همراه با همسر و سه دخترشان راهي حج شدند و جمعه (دوم خرداد 1393) هم به ميهماني نهار آنها دعوت هستيم. از سالها پيش خيلي به اين مسأله فکر ميکنم که آيا در اين زمانه و با توجه به اينکه مکه و مدينه در دستان دشمنان حقيقي اسلام (وهابيت) است و پول حج، گمرک، خريد سوغات و هزينههاي ديگر مستقيماً به جيب وهابيون و سلفيون عربستان ميرود، آيا فريضهي حج را به عملي مکروه (اگر نخواهيم آنرا حرام بدانيم) تبديل نميکند؟
امام موسي کاظم به صفوان که شترانش را به مروان اجاره داده بود تا به سفري برود، فرمود: «اي صفوان! آيا تو شترانت را به مروان اجاره دادهاي؟» صفوان گفت: «آري... شترانم براي اجارهاند و به هر کس نياز داشته باشد، اجاره ميدهم». امام فرمود: «آيا دوست داري تا زمانيکه مروان از سفر بازگردد و شترانت را پس بگيري، مروان زنده باشد؟» و صفوان پاسخ داد: «آري...» و امام فرمود: «پس بدان که هر کس زندگاني بدکاري را بخواهد، همچون ياريکنندهي آنان است»...
با اين سخن، صفوان با آنکه شکنجه و مرگ دستگاه حاکم جانش را تهديد ميکرد، نزد مروان رفت و شترانش را پيش از سفر از وي باز پس گرفت.
من نه... اما اگر بعضي از ما ايرانيان ادعاي شيعه بودن ميکنيم، آيا هماکنون زمان آن نرسيده است که در لزوم انجام بعضي واجبات يا مستحبات تجديد نظر کنيم؟ آيا وقتي به عيان ميبينيم پولهاي ايرانيان در بحرين، يمن، سوريه و بسياري از نقاط دنيا صرف «شيعهکشي» و «انفجارهاي انتحاري» و «فروش زنان شيعه در بازارهاي بردهفروشي نوين» به عنوان کنيز ميشود؛ مفتيهاي وهابي فتوا ميدهند که جان، مال و ناموس شيعيان مباح است و حتي ميتوان به آنان با لفظ کنيز تجاوز کرد؛ وقتي کساني که حاکم مکه و مدينهاند و رهبران دين (؟!) کثيفشان فتوا ميدهند که مديران مرد براي محرم شدن در محل کارِ خود بايد از شيرِ پسـ.ـتان زنان کارمندشان بخورند تا مَحرم شوند!، وقتي اعلام ميکنند که هم.خوا.بگي با محارم در شرايط اضطراري مباح است! و صدها فتوا و حکم بچهگانه و حيوانصفتانه... اگر منطقي باشيم، به چه جمعبندياي خواهيم رسيد؟ آيا اين جمعبندي به جز حرام اعلام شدن حج (دستکم حج عمره) خواهد بود؟ چه منافعي در پشت حجهاي واجب و عمره است که هيچ مرجع تقليدي تا کنون به اين نکته اشاره نداشته است... اما همانها هم فريادشان از وهابيون بلند است؟!