یک شیشه نوشته خاطره انگیز
کمال خرد در
گفتاری از کوروشِ بزرگ
بعضي گفته ها و نوشته ها آن قدر پر مفهوم و آموزنده است که انسان در ميماند از اين همه تعقل و خردي که در تک تکِ جمله ها وجود دارد. ديروز (بيستم فروردين) به شرکت ميرفتم که پشتِ شيشة ميني بوسي، ناخودآگاه کلمة کوروش کبير را خواندم. چون به تاريخ و شکوهِ قديمِ ايران علاقة زيادي دارم، خيلي زود «شيشه نوشتة» کوروشِ کبير را خواندم که ديگران آن را به زبان شعر درآورده بودند. خيلي زود آن يک بيت را که زياد هم ساده نبود، به خاطر سپردم. جالب اين جاست که اين گفته که ظاهراً خطاب به اهورامزداست، تمامِ چيزهائي را که براي انسان بودن لازم است بدون حاشيه روي بيان کرده است. دستور اخلاقي نميدهد که چه طور باش و نباش... چه بگو و نگو... چه بخور و نخور؛ اما وقتي بخواهي مثل فردي باشي که منظور کوروش بزرگ است، بايد به گونه اي زندگي کني که اين منظور برآورده شود و زيبائي و کمالِ خردِ کوروش بزرگ همين جاست...
آن گونه زنده ام بدار که نشکنم دلي ز بودنم
آن گونه بميرانم که به وجد نيايد کسي ز رفتنم
«کوروش بزرگ»