شادباش نوروزی
نخستين پُست سال نوي 1390
سال نوي 7033 ميترائي آريائي، 3749 زرتشتي و 1390 خورشيدي بر تمامي ايرانيان پاک سرشت همايون باد.
چه قدر خوشحالم که فرصت دوباره اي فراهم شد و ايزد يکتا سال ديگري را در تقديرم نوشت تا با دوستان خوب مجازي ام در اين کلبة مشکي همکلام شوم. مشکلاتي برايم پيش آمده بود که نوشتن آنها در کاسة صبر عزيزان خواننده نميگُنجد. دلم به معناي واقعي براي خواندنِ نوشته هاي خوانندگان محترم اين وبلاگ تنگ شده بود.
سه روز پيش از تحويل سال نو، يک ماهي قرمز، يک ماهي سفيد-قرمز و يک ماهي سفيد خريده بودم. دو روز بعد، تنها ماهي سفيد مانده بود. شبِ عيد سه ماهي قرمزِ ديگر خريدم ولي... اکنون ماهي سفيد تنها و افسرده در تُنگِ تنگي مانده است... شايد به انتـظار ماهي ديگري که شايد از ترس مردن و ناراحتي وجداني ام ديگر نخرم.
امسالم با مرگ پنج ماهي آغاز شد و تا پايان سال اميدوارم تمام دوستان، همکاران، بستگان و خانواده ام زنده و تندرست باشند.
نگاهي به يادداشتها و هدفهايم در پُست آغاز سال نوي 1389 مي اندازم و از اين که به بيشترِ آنها دست يافته ام، به خود ميـبالم. سالي ديگر را در حالي آغاز ميکنم که احساس ميکنم سال مهمي برايم خواهم بود و اميدوارم که چنين نيز باشد.
در پناه يزدانِ پاک، پيروز و سربلند باشيد.
بهنام
پس نوشت:
سه شنبة هفتة پيش (16 فروردين) ماهي سفيد هم عمرشو داد به شما... تـُنگ شيشه اي هم مثلِ من، از اين که نتونست ميزبانِ خوبي براي آفريده هاي ايزدِ هميشه جاويد باشه، ناراحته!