ظهر روز پنجشنبه چهارم تيرماه 1388 (25 ژوئن 2009) مايکل جکسون ملقب به «سلطان موسيقي پاپ دنيا» در سن ۵۰ سالگي در محل سکونت خود دچار غش شد و سرانجام در حدود ساعت سه بعد از ظهر (به وقت لس آنجلس) به دليل ايست قلبي در مرکز پزشکي دانشگاه کاليفرنيا درگذشت.

يکي از مقام‌هاي فوريت‌هاي پزشکي به سي‌ان‌ان گفت: «به دليل قوانين حفظ حريم خصوصي افراد نمي‌تواند جزئيات زيادي را در اين مورد شرح دهد». لس‌آنجلس تايمز نيز از قول وي نوشت: «هنگامي که مأموران اورژانس به منزل مايکل جکسون رسيدند، او نفس نمي‌کشيده ‌است». سي‌ان‌ان همچنين گزارش کرد که در زمان بستري شدن مايکل جکسون، ورودي‌هاي منتهي به مرکز فوريت‌هاي پزشکي بسته شده بود و حتي به کارکنان نيز اجازه ورود داده نمي‌شد. لس‌آنجلس تايمز به نامشخص بودن وضعيت دقيق مايکل جکسون در زمان مرگ اشاره کرده و اين‌که پليس در حال بررسي موضوع است.

                                       

مايکل جکسون در سال 1984

                 

درگذشت مايکل جکسون در حالي روي داد که وي کنسرت‌هايي در پيش داشت که تمام بليت‌هاي آن‌ها پيشاپيش به فروش رفته بود (بيچاره تماشاگرها!).

«يوري گلر» ‌از دوستان نزديک مايکل جکسون به خبرگزاري‌ها گفت: «مايکل در وضع جسماني خوبي قرار داشت و به ورزش و تمرين مشغول بود و خبر درگذشت او کاملاً شوکه‌کننده است».

                     

مايکل جکسون فرزند هفتم خانوادة جکسون ها بود و فعاليت حرفه‌اي خود را در عرصة موسيقي از سن ۱۱ سالگي و به عنوان يکي از اعضاي گروه «جکسون فايو» آغاز نمود. در حالي که هنوز عضوي از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان يک تک‌خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ مي‌نامند و پنج آلبوم از آلبوم‌هاي استوديويي او جزو پر فروش ترين آلبوم‌هاي جهان هستند. اين آلبوم ها عبارتند از:

جدا از بقيه (Off the Wallدلهره آور (Thriller)، بد (Bad)، خطرناک (Dangerous) و تاريخ (History).

براي مطالعة اطلاعات نسبتاً کاملي دربارة اين ستارة موسيقي پاپ بر اين نشانه کليک کنيد.


پس نوشت: در دهة 1360 و اوائل دهة 1370 خورشيدي يکي از سرگرميهاي من به ويژه در تابستان، تماشاي اجراهاي مايکل جکسون با نوارهاي قديمي VHS و با دستگاههاي ويدئو بود که آن زمان ممنوع و نشانة ثروت به شمار ميرفت (البته خود ما نداشتيم!). هر چند که جزو خوانندگان محبوب من به شمار نمي رفت، اما تأثير او را بر موسيقي پاپ و تحولاتي که در زمينة اجرا و آواز ايجاد کرد، غير قابل انکار ميدانم. در آن دوران نوجواني سعي زيادي ميکرديم که حرکات خاص «رباتيک» و «مون واک» او را تقليد کنيم و هنوز هم تماشاي آنها برايم خاطره انگيز است.

چهار اجراي

Blood on the dance floor

Who is it ?

Jam

 و يکي ديگر را که عنوانش را نميدانم، به صورت فايل 3gp در گوشي موبايلم دارم. ديدنِ اين ترانه ها پس از درگذشت مايکل جکسون برايم خيلي با دفعه هاي گذشته متفاوت است. باور اين که چنين انسان پر جوش و خروشي ديگر در ميان زندگان نيست، حالتي ترس بر انگيز برايم ايجاد ميکند و اين، سرانجام قصة انسانهاست.