برای مادرم

 

روز مادر شاد باد

 

مادر تنها کسيه که از غذا بدش مياد و اون رو نمي خوره، وقتي غذا کم باشه.

 

وقتي همه تو رو به خاطر نبردن چتر و خيس شدن زير باران ملامت ميکنند، مادر تنها کسيه که بارون رو مقصر ميدونه.

 

«مادر» نوشته مي شود اما «فرشته» خوانده مي شود...

 

مادرم... براي تمام کارهائي که کردي و کارهائي که مي خواستي برام انجام بدي اما به نتيجه نرسيد، ازت سپاسگزارم. از ژرفاي قلب سياهم، از ايزد يگانه تندرستي و شادکامي تو را خواهانم.

 

اين چهار عکس زيبا را از گروه اينترنتي «منصور قيامت» براي شما انتخاب کردم و اميدوارم لذت ببريد.

 

٭ ٭ ٭

اين مادر ۹۷ ساله ي چيني، حدود ۱۹ سال هست که از پسر ۷۲ ساله بيمارش پرستاري ميکنه...

 

Chiness mother

  

٭ ٭ ٭

عشق به مادر... چه قدر در مدت زندگي مادرهامون قدرشون رو مي دونيم؟

 

Tatto

 

٭ ٭ ٭

بر دستان تمام مادران دنيا بايد بوسه زد

 

Mother's hand

 

 

( لطفاْ بر روی لينک ادامة مطلب کليک کنيد )

 

 

ادامه نوشته

قوی سپید

 

شعر پرخاطره اي که پس از 14 سال

از نو به دستم رسيد

 

 

سرانجام دوست مادرم، هلن عزيز که در قسمتهاي مختلف سرگذشت واقعي يک عشق و به ويژه در روايت خاطره هاي تلخ و شيرين سال 1377 از ايشان نامي برده بودم، بنا به درخواست من از خواهرزادة گرامي شان خانم «مريم بابائي» متن کامل شعر «قوي سپيد» را گرفتند که در زير و با کسب اجازه از ايشان در وبلاگم مي آورم. از درگاه ايزد يگانه براي اين شاعرة گرانقدر و همسر محترمشان تندرستي و شادکامي آرزو دارم. اين متن با کسب اجازه از خانم مريم بابائي و براي نخستين بار در وبلاگ «دلنوشته هاي يک دلشکستة سابق» انتشار مي يابد. بنابراين، انتشار دوبارة اين اثر در ديگر سامانه هاي نشر اطلاعات (کتاب، مطبوعات، وبسايتها و غيره) تنها با ذکر نام پديد آورندة اثر مجاز خواهد بود.

 

براي خوانندگاني که تازه به اين وبلاگ پيوسته اند يا آناني که قسمتهاي گذشتة سرگذشت واقعي يک عشق را فراموش کرده اند، يادآوري ميکنم که در خرداد 1377 و پس از بازگشت هلن به ايران، هلن شعر بسيار زيبائي از خواهرزاده شان را در صفحه اي از تقويم جيبي خود نوشته بود که خيلي به دلم نشست. آن زمان تمام متن آن شعر را به ياد سپرده بودم اما ماجراهائي که پس از آن زمان بر من گذشتند و نيز قبولي در آزمون کارشناسي ارشد و رويدادهائي که در اين وبلاگ نوشتم و در آينده در موردشان خواهم نوشت، بخشي از بيتهاي اين شعر را از خاطرم زدود.

 

با پيامک، از هلن عزيز درخواست کردم تا متن کامل اين شعر زيبا را برايم بفرستد. روزها و هفته ها گذشتند و من به اشتباه گمان بردم که گرفتاريهاي بسيار زياد هلن عزيز (که اين جا، جاي مناسبي براي بازگو کردنشان نيست)، درخواستم را از يادش برده است. در کمال ناباوري، روز جمعه 22 ارديبهشت 1391 متن کامل شعر «قوي سپيد» در چهار پيامک طولاني (در کل 12 قسمت) از هلن عزيز به دستم رسيد.

 

قوي سپيد

 

The white swan

 

سروده :  مريم بابائي

 

 

The white swan

 

 

من که چون قوي سپيد از سفر جا مانده ام

مي سپارم دل به غم، چون که تنها مانده ام

روزها در برکه ام، کس نمي داند که شب

زير بار درد و غم، مي رسد جانم به لب

 

٭ ٭ ٭

مي سرايم هر سحر قصه ي هجران خود

آهِ حسرت مي کشم از دلِ ويران خود

شاهد غم هاي من، اشکهاي پي به پي

در شب درد و عذاب، مي گذارم لب به ني

 

٭ ٭ ٭

بوسه هاي من به ني، زخم را جان مي دهد

دردهاي کهنه را نظم و سامان مي دهد

در درون سينه ام غم قيامت مي کند

اين دل سرگشته را، او هدايت مي کند

 

٭ ٭ ٭

کاش آتش مي گرفت قصه ي پرواز من

کاش چون من مي شکست، قامتِ آواز من

آه در فصل خزان، زندگي يعني سراب

کاش مي ديدم شبي، فصل گلها را به خواب

  

٭ ٭ ٭

 

بوسه ای که زندگی بخشید...

 

بوسة زندگی

 

 

Life's kiss

 

 

عکسي تاريخي که در 26 جولاي 1967 توسط «روکو مورابيتو» گرفته شد، بعدها و در سال 1968 جايزه معتبر پوليتزر را به عکاسش پيشکش کرد. عکسي ماندگار که به «بوسه زندگي» معروف شد و بازتابي گسترده در دنيا داشت.

 

راندال شامپيون که يک سيم چين بود، با لمس سيم برق فشار قوي بيهوش در ميان زمين و آسمان معلق مانده بود. در اين حال همکارش تامسون به سرعت خود را به او رساند و تنفس دهان به دهان را آغاز کرد. او اين کار را آن قدر ادامه داد تا تنفس راندال بازگشت و او جاني دوباره گرفت. شايد اگر آن روز تامسون کمي ديرتر خود را به همکارش مي رساند، او ديگر به زندگي باز نمي گشت. به همين دليل اين عکس به «بوسه زندگي» معروف شد.

 

چهار جمله عاشقانه تاریخ ادبیات انگلیسی

 

عاشقانه ترين جمله هاي تاريخ

 

با انتخاب عاشقانه ترين جمله عاشقانه تاريخ از رمان «بلندي‌هاي بادگير» اميلي برونته، اين كتاب بار ديگر به عنوان عاشقانه‌ترين كتاب ادبيات انگليسي انتخاب شد. يك نظرسنجي در برايتون انگليس نشان داد از نظر دوستداران ادبيات، يك خط از رمان «بلندي‌هاي بادگير» اثر «اميلي برونته»، رمانتيك‌ترين جمله در تاريخ ادبيات انگليسي است. جملة

 

«روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از يك جنس است»

 

به عنوان عاشقانه‌ترين جملة ادبي انتخاب شد و به اين ترتيب كتاب «بلندي‌هاي بادگير» به عنوان عاشقانه‌ترين كتاب ادبيات انگليسي برگزيده شد. اين جمله را كاترين ارشاو خطاب به هتكليف به زبان مي‌آورد.

 

عنوان دوم در اين نظر سنجي به «ويني پو» خرس مشهور كتاب كودكان تعلق گرفت كه در يك جمله گفته است:

 

«اگر 100 سال عمر كني، اميدوارم من 100 سال منهاي يك روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگي كنم».

 

داستان‌هاي اين خرس را اي. اي. ميلن خلق كرده است.

 

در اين ميان جمله‌اي از مشهورترين تراژدي «ويليام شكسپير» مقام سوم را كسب كرد. اين جمله كه از نمايشنامه «رومئو و ژوليت» آمده، چنين است:

 

«آرام‌باش! چه نوري است كه از آن پنجره مي‌تابد؟ آن جا مشرق است و ژوليت خورشيد تابان».

 

در مكان چهارم جمله‌اي از «وي.اچ . اودن» رأي آورد و در مكان پنجم يك جمله از دكتر زئوس نويسنده مشهور كتاب‌هاي كودكان انتخاب شد و آن جمله چنين است:

 

«وقتي مي‌فهمي عاشق شدي كه مي‌بيني دوست نداري بخوابي، چون واقعيت شيرين‌تر از روياهايت شده است».

 


پس نوشت:

 

من هم نمي دانم که جملة چهارم (از وي. اچ. اودن) چه بود؟! ولي با همان چهار جملة بالا خوش باشيد!

 

 

زن زیـباترین تابلو نگار عالم است... - تقدیم به همسرم

 

زن شدی که...

 

Love and Woman

 

 

زن شدي... نه براي در حسرت ماندن يک بوسه

براي خلق بوسه اي از جنس آرامش

 

تو زن نشدي که همخواب آدمهاي بي خواب شوي

زن شدي که براي خوابِ کسي رؤيا شوي

 

تو زن نشدي که در تنهائي ات حسرت آغوشي عاشقانه را داشته باشي

زن شدي تا آغوشي در تنهاييِ عشقت باشي

هوس يک بوسه ي فرانسوي
ميان ديوانگيِ يه تانگويِ مرگبار
پا برهنه روی سراميک هاي سفيد
هي لعنتي. . . !

من در لباس رقصم چشم به راهِ توام...

چه حسودي مي شوم وقتي که خشک سيگاري را ترجيح به

تر لب ِمبهوتِ من مي دهي...!


پانوشت: همسر عزيزم تولدت مبارک

روشنـفکری یا فراموشی مدرن ؟ . . . و کمبود پسر در ونـوگـو

قدردان زحمات مادرمان هستيم؟

 

مادر کودکش را شير مي دهد و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن مي آموزد.

وقتي کمي بزرگتر شد کيف مادر را خالي مي کند تا بسته سيگاري بخرد.

بر استخوان هاي لاغر و کم خون مادر راه مي رود تا از دانشگاه فارغ التحصيل شود.

وقتي براي خودش مردي شد، پا روي پا مي اندازد و در يکي از کافه ترياهاي روشنفکران کنفرانس مطبوعاتي ترتيب مي دهد و مي گويد:

عقل زن کامل نيست...

 

 

٭ ٭ ٭

 

اگر شبيه اين عکس ها هستيد با اين دختران تماس بگيريد

 

Russian g i r l

 

Russian g i r l

 

در يکي از شهرهاي روسيه به اسم ونوگو به ازاي هر ۵ پسر ۲۵ دختر تنها وجود دارد. در کمپين اينترنتي، اين دختران عکسي چهره سازي شده از مردان مورد علاقة خود را بر روي اينترنت قرار داده اند تا اگر کسي شبيه عکس آنها است خودش را معرفي کند!

 

آيا دختران ايراني قدر ما پسران را مي دانند؟!