درسی آموزنده از ارزش گذاری میان افراد
شيريني فروش و مرد فقير
در شهرِ «اوزاکا»ي ژاپن شيريني سراي بسيار مشهوري بود. شهرت او به خاطر شيرينيهاي خوشمزهاي بود که ميپخت. مشتريهاي بسيار ثروتمندي به اين مغازه ميآمدند، چون قيمت شيرينيها بسيار گران بود. صاحب فروشگاه هميشه در همان عقب مغازه بود و هيچ وقت براي خوشآمد مشتريها به اين طرف نميآمد. مهم نبود که مشتري چه قدر ثروتمند است.
يک روز مرد فقيري با لباسهاي مندرس و موهاي ژوليده وارد فروشگاه شد و عمداً نزديک پيشخوان آمد. قبل از آنکه مرد فقير به پيشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بيرون پريد و فروشندگان را به کناري کشيد و با تواضع فراوان به آن مرد فقير خوشآمد گفت و با صبوري تمام منتظر شد تا آن مرد جيبهايش را بگردد تا پولي براي يک تکه شيريني بيابد!
صاحب فروشگاه خيلي مؤدبانه شيريني را در دستهاي مرد فقير قرار داد و هنگامي که او فروشگاه را ترک ميکرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظيم ميکرد.
( لطفاً بر لينک ادامة مطلب کليک کنيد )

