ديدگاه «او» در مورد عشق نخستينم
و ايميلهائي که انگار 15 سال دير به دستم رسيدند...
٭ ٭ ٭
امروز نگاهي به نظرهاي قديمي خوانندگان گرامي داشتم. نظري از آقاي 26 سبب شد اين پست بسيار طولاني رو بنويسم.
٭ ٭ ٭

پنجشنبه 5 اسفند 1389 خواننده ي عزيزي که خودش رو 26 معرفي کرده بود، برايم در نظري خصوصي نوشت:
ما آزموده ايم در اين شهربخت خويش
بايد کشيد بيرون از اين ورطه رخت خويش
سلام دوست عزيز
آقا بهنام
منم يک مرد از جنس خودتم. تا خيلي وقتها فکر ميکردم آدم خاصي هستم. آدمي که به يه عشق ظاهري يه همکلاسي از تموم وجودش دلبسته شد. براش بعد از اون حاضر بود جونش رو بده (که ديگه دير شده بود) يه عشقي از جنس همون عشقي که شما اون رو جسمي نميدونيد. باهاش ازدواج کرد. خيلي زود باخت.
به 4 ماه هم نرسيد. اما حالا که 2 ساله از جداييم ميگذره عاشقتر شدم به اون... اما ديگه نه تواناييش رو دارم براي عاشق شدن و نه ديگه حوصله روزهاي پر از التهاب... براي همين، هميشه برگه ي طلاقم رو تو کيفم... توي دلم قاب کردم. به هر دختري ميرسم، به هر فکري ميرسم، يه نگاه بهش مي اندازم...
زندگي همينه... يک فريب
اميدوارم موفق باشي... و بدون همه مون مثل هميم... چون خدامون يکيه... همه مون عاشقيم... اما عاشقها عاقبتشون همينه.
٭ ٭ ٭
جمعه 16 دي ماه 1390 - «او» ايميل زيبائي برايم ارسال کرد:
مردها در چهارچوب عشق، به وسعت غير قابل انکاري نامردند! براي اثبات کمال نامردي آنان، تنها همين بس که در مقابل قلب ساده و فريب خورده ي يک زن، احساس ميکنند مَردند. تا وقتي که قلب زن عاشق نشده، پست تر از يک سگ ولگرد، عاجزتر از يک فقير و گداتر از همه ي گدايان سامره پوزه بر خاک و دست تمنا به پيشش گدايي ميکنند... اما وقتي که خيالشان از بابت قلب زن راحت شد، به يک باره يادشان مي افتد که خدا مردشان آفريد!
... و آن گاه کمال مردانگي را در نهايت نامردي جست و جو ميکنند...
دکتر علي شريعتي
٭ ٭ ٭
وقتي اين ايميل را خواندم با وجودي که ميدانستم نوشته ي خودِ «او» نيست، اما نتوانستم تنها به خواندنش بسنده کنم. پس برايش نوشتم:
با سلام و تقديم صميمانه ترين احترامها حضور شما سرور گرامي
شريعتي انگار بعضي ها رو از قلم انداخته که در سوز چيزي که «عشق» مينامندش، همه ي سرمايه هاي فکري و عاطفي خودشون رو خرج کردند و وقتي به گذشته نگاه ميکنند هنوز جاي زخم دل و جاي خالي محبوبشون رو در نهايت خودش حس ميکنند.
برخي از زن ها هم همين طورند... شايد کمتر
( لطفاً بر روي لينک ادامه ي مطلب کليک فرمائيد )